تبليغاتX
خرمگس

آدمهایی(!) که اخیراْ  میبینم دو دسته بیشتر نیستند:

- آنهایی که سوء استفاده میکنند!

- آنهایی که سوء استفاده می شوند!

+ نوشته شده در ساعت 19:49 به قلم خرمگس |

آن بالا!

کسی نیست؟

فریادم را نمیشنوید؟

+ نوشته شده در ساعت 1:4 به قلم خرمگس |

خدا؟

مرده است؟

نعشش کو؟!

نه! دروغ است باور نمیکنم!

+ نوشته شده در ساعت 21:34 به قلم خرمگس |

این روزها تنم

بوی تن ابلیس گرفته!

بوی لاشه ی کفتار

بوی رخوت

این روزها عجیب محتاج آسمانم!

+ نوشته شده در ساعت 23:45 به قلم خرمگس |

لاشخورها

بالهایتان را جمع کنید

در بهشت جا کم است!

گفتم جمع تر

چرا خشکتان زده؟

وحشت کردید؟

نترسید بهشت را برای شما آفریدم!

+ نوشته شده در ساعت 22:44 به قلم خرمگس |

شب

مشتی ستاره دارد

دستی خائن اما

پراکنده کرده است

ستاره هایش را

 

پ.ن: میدونم که حرفم رو نمیفهمی!

+ نوشته شده در ساعت 22:28 به قلم خرمگس

- هنوزم اونقدر منو دوست داری که حاضر باشی به خاطرم جونتو بدی؟

- آره خوب.

-  ثابت کن!

- ....!

پ.ن: تقسیم جنسیتشان به عهده ی خودتان!

+ نوشته شده در ساعت 18:19 به قلم خرمگس |

امروز تو کوچمون یکی داشت ویولون میزد.

خیلی عالی میزد. یه دفعه گریه ام گرفت!!

نمی دونم چرا اینجوری شدم! چه زشت شدم!

+ نوشته شده در ساعت 20:16 به قلم خرمگس

به مرگ خودم جهنم که میگن همین جاست!

به مرگ خودم!

+ نوشته شده در ساعت 21:16 به قلم خرمگس |

اگر یکبار صدایم میزدی که با وجودم بودنت را باور کنم....

حیف!

+ نوشته شده در ساعت 21:15 به قلم خرمگس

ببینم کی اون پایین زنگ خطر و زده؟!

باز چه خبر شده؟

+ نوشته شده در ساعت 0:28 به قلم خرمگس |

احساس آدمی رو دارم که ارادش ضعیفه!

+ نوشته شده در ساعت 0:27 به قلم خرمگس

چند میگیری که درست و حسابی به من بگی چی تو کلت میگذره؟

+ نوشته شده در ساعت 1:4 به قلم خرمگس |

خیلی دوست دارم بدونم وقت مرگ به چی فکر خواهم کرد.

+ نوشته شده در ساعت 19:43 به قلم خرمگس |

اینجا رو بخونین! موضوع "خدا"ی منم ببینین!

کپی برابر اصل!

سوال اینجاست که چرا خودش برام کامنت گذاشته؟!

پ.ن: پاکش کرد!

+ نوشته شده در ساعت 0:7 به قلم خرمگس

هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر

درآن هوس که شود آن نگار رام و نشد!

 

پ.ن۱: یه موقعی این بیت و خیلی دوست داشتم.

پ.ن۲: همینجوری گفتم!

+ نوشته شده در ساعت 22:3 به قلم خرمگس |

مشورت کنید ببینم می توانید از بین خودتان به صورت دموکراتیک یک پیامبر انتخاب کنید؟

نگران معجزه اش نباشید بامن!

+ نوشته شده در ساعت 21:11 به قلم خرمگس |

ای آدمیان!

هیچ کدام این آدمها تا آخر خط همراهتان نخواهند بود.

هیچ کدامشان نمیتوانند.

هیچ کدامشان نمیخواهند.

چرا نمیفهمید؟

انتخاب با شماست!

+ نوشته شده در ساعت 13:6 به قلم خرمگس |

تنها سوال جدی که میتوانیم از هم بپرسیم شاید این باشد:

بگو ببینم تو خیال میکنی کی هستی؟

+ نوشته شده در ساعت 13:29 به قلم خرمگس |

- باعث خوشحالی منه عزیزم که بگم در این فقره واقعاً مثل گاو عمل کردی! آفرین!

- خواهش میکنم!

+ نوشته شده در ساعت 13:37 به قلم خرمگس |

مودبانه از خدا میپرسم که آیا حاضر است احیاناً لطفی بکند و وجود داشته باشد؟!

+ نوشته شده در ساعت 17:3 به قلم خرمگس

چرا همه ساکت شدن؟

- کلاغا شروع کنید!

+ نوشته شده در ساعت 19:57 به قلم خرمگس |

به من بگوييد
فرزانه گان رنگ بوم و قلم
چگونه
خورشيدي را تصوير مي كنيد
كه ترسيمش
سراسر خاك را خاكستر نمي كند ؟

 

از مرحوم حسین پناهی

+ نوشته شده در ساعت 13:1 به قلم خرمگس

دوست داشتن وجود ندارد فقط اثبات دوست داشتن است که وجود دارد!

 

پ.ن(مربوط): هنوز کافر نشدم!

پ.ن (بیربط): پست قبل را جدی بگیرین!!

+ نوشته شده در ساعت 12:56 به قلم خرمگس |

به یک عدد نیمه ی گم شده کم حجم و زیبا و با سواد نیازمندیم!

+ نوشته شده در ساعت 12:48 به قلم خرمگس

چند روزیست که خدا را ندیده ام!

راستش کمی دلتنگش شده ام.

- بین خودمان بماند - میترسم فراموشم کرده باشد.

اگر دیدینش سلام مرا هم برسانید لطفاً!

+ نوشته شده در ساعت 12:0 به قلم خرمگس |

یکی بود که همیشه با خودم میگفتم اگه عاشق بشه چقدر خنده دار میشه!

-جاتون خالی امروز کلی خندیدیم!

+ نوشته شده در ساعت 23:54 به قلم خرمگس

دو حالت بیشتر نیست!

یا آنگونه زندگی میکنی که خودت دوست میداری یا آنگونه که دیگران دوست میدارند!

+ نوشته شده در ساعت 23:49 به قلم خرمگس |

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی!

+ نوشته شده در ساعت 23:36 به قلم خرمگس